بینی زیبا یا زیبا بینی!؟
آدم "بعد"بین..."بد"نمی بیند.
اگر"خوبی"را، به خوبی ببینی"خوبی"...
حرف های "بامزه"را..."مزه مزه"کن!
"حرف حساب"بزنیم..."بی حساب"حرف نزنیم.
درآیینه،"مشاهده"نکن..."مشاوره"کن.
آنچه "خواستیم".....چقدر "توانستیم"!؟
"احتیاط کن"...زبان،"وسیله نقلیه"است!
گاهی در "دید"خود..."تردید"کن.
با "زبان خوش"..."زمان خوش"بسازیم.
"یارگیری"...جهت "یادگیری"است.
"حرفه مان حرف زدن"است...یا"حرف های حرفه ای"می زنیم!؟
اگر تا"نوک بینی"خودرا می بینی...احتیاج به عمل "خودبینی"داری!
سکوت را نمی توان "ترجمه"کرد...باید آن را "تجربه "کرد.
روابط "مثبت"...بهترین "ثروت"...
الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها
ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم
پ: پویاپی برای پیوستن به خروش حیات
ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها
ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها
ج: جسارت برای ادامه زیستن
چ: چاره اندیشی برای گریز از گرداب اشتباه
ح: حق شناسی برای تزکیه نفس
خ: خودداری برای تمرین استقامت
د: دور اندیشی برای تحول تاریخ
ذ: ذکر گویی برای اخلاص عمل
ر: رضایت مندی برای احساس شعف
ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق دردها
س: سخاوت برای گشایش کارها
ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج
ص: صداقت برای بقای دوستی
ض: ضمانت برای پایبندی به عهد
ط: طاقت برای تحمل شکست
ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف
ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها
غ: غیرت برای بقای انسانیت
ف: فداکاری برای قلب های دردمند
ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل
ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق
گ: گذشت برای پالایش احساس
ل: لیاقت برای تحقق امیدها
م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک
ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها
و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی
ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها
ی: یکرنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک
جواب نگاه مهربان را با لبخند
جواب دورنگی را با خلوص
جواب مسئولیت را با وجدان
جواب بی ادب را با سکوت
جواب خشم را با صبوری
جواب پشتکار را با تشویق
جواب کینه را با گذشت
جواب گناه را با بخشش
جواب دلمرده را با امید
در بخشیدن خطای دیگران مانند شب باش
در فروتنی مانند زمین باش
در مهر و دوستی مانند خورشید باش
هنگام خشم و غضب مانند کوه باش
در سخاوت و کمک به دیگران مانند رود باش
در هماهنگی و کنار امدن با دیگران مانند دریا باش
خودت باش همانگونه که مینمایی.
پس از تعمق در این هفت پند به این کلمات یک بار دیگر دقت کن:
شب ، زمین ، خورشید ، کوه ، رود ، دریا و انسان
*زیباترین خلقتهای آفریدگار *
آیا تو این چنینی؟
1. به خداوند ایمان دارند و معتقدند که ایمان مبنای همه اعجازها و پادزهر همه شکست هاست، و در همه حال شاکر خداوند هستند.
2. دارای اهداف مشخص هستند.
3. همیشه در پی فرصت های مناسب هستند.
4. دارای روحیه مداومت و پشتکار هستند.
5. در اثر بروز مشکلات متوقف نمی شوند.
6. با متخصص مشورت می نمایند.
7. در مقابل جواب نه، تسلیم نمی شوند.
8. از غیر ممکن حرف نمی زنند.
9. حاکم بر سرنوشت خود هستند.
10. محدودیت های ذهنشان را معیار سنجش نمی دانند.
11. دارای اشتیاق فراوان جهت رسیدن به هدف هستند.
12. در پی رسیدن به هدف خود راه بازگشتی را قرار نمیدهند؛ شاید راه را عوض کنند ولی هدف را هرگز.
13. به رویاهای خود جامه عمل می پوشانند و اجازه بی احترامی را نمی دهند.
14. به گفته های بیجای این و آن آنچنان توجه نمی کنند.
15. در لحظات بحرانی، بدنبال نقطه عطف موفقیت هستند.
- وقتی برندهای مرتکب اشتباه میشود، میگوید: اشتباه کردم.
- وقتی بازندهای مرتکب اشتباه میشود، میگوید: تقصیر من نبود.
- برنده بیش از بازنده کار انجام میدهد و در انتها باز هم وقت دارد.
- بازنده همیشه آنقدر گرفتار است که نمیتواند به کارهای ضروری بپردازد.
- برنده به بررسی دقیق یک مشکل میپردازد.
- بازنده از کنار مشکل گذشته و آن را حل نشده رها میکند.
- برنده میداند به خاطر چه چیزی پیکار میکند و بر سر چه چیزی توافق و سازش نماید.
- بازنده آن جا که نباید، سازش میکند و به خاطر چیزی که ارزش ندارد، مبارزه میکند.
- برنده گوش میدهد.
- بازنده فقط منتظر رسیدن نوبت خود برای حرف زدن.
1. سخاوت و بخشندگی (Generosity)
2. اخلاق (Ethic)
3. صبر (Patience)
4. پشتکار (Perseverance)
5. تمرکز (Concentration)
6. معرفت و حکمت (Wisdom)
توضیحات:
1. وقتی ما می توانیم هنر سخاوت را به حد عالی برسانیم که چیزی را بطور کامل و با پاکی و خلوص نیت بدون تعلق ببخشیم.
2. اخلاق (سیرت) یعنی رها کردن فکر آزار و اذیت دیگران.
3. صبر در برابر حقیقت هایی در زندگی که ما برای رفع آن نمی توانیم کاری انجام دهیم.
4. تلاش لذت بخش یعنی لذت بردن از فرایند پیشرفت مان و ادامه دادن این راه تا رسیدن به نور.
5. تمرکز یک فاکتور ذهنی است و به معنای پایدار بودن در پرهیزکاری بدون سردرگمی و حواس پرتی.
6. معرفت و حکمت نیز یک فاکتور ذهنی است و زمانی حاصل می شود که ما بتوانیم آنالیزهای یک موضوع را درک کنیم.
گابریل گارسیا مارکز بزرگترین نویسنده ی کلمبیا و نامآورترین نویسنده ی جهان و برنده ی جایزه ادبی نوبل سال 1982، در ششم ماه مارس 1928 میلادی در دهکده آراکاتاکا در منطقه سانتاماریای کلمبیا متولد شد. به خاطر نوشته هایش پیام آور انسانیت لقب گرفت. مارکز وقتی به سرطان غدد لنفاوی دچار شد متنی بلند را بر روی سایت خود به نام وصیت نامه برای خوانندگان آثارش منتشر کرد... و این بخشی خواندنی و آموزنده از آن متن بلند است:
آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند.
حتما می دانید که نوبل مخترع دینامیت است. زمانی که برادرش لود ویگ فوت شد، روزنامهها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است.
آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را میخواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد:
"آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مرگ آور ترین سلاح بشری مرد!"
آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟
سریع وصیت نامهاش را آورد. جملههای بسیاری را خط زد و اصلاح کرد.
پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزهای برای صلح و پیشرفتهای صلح آمیز شود.
امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزههای فیزیک و شیمی نوبل و … میشناسیم.
او امروز، هویت دیگری دارد.
یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است!